تبليغاتX
محاکمه
آقایان

         خانم ها

 

لطفا کسی به داد من برسد !!!

من دارم در نهایت ادب  از هر چه داستان است پاک میشوم . اصلا شاید من هرگز نوشته نشده بودم برای نوشتن داستانی که محاکمه اش قبل از نوشتن من آغاز شده بود یا

شاید اصلا محاکمه ای در کار نباشد ...

نمی دانم

 شاید اصلا چیزی برای محاکمه کردن نباشد

یا کسی

یا من اصلا چیزی برای محاکمه شدن ندارم

 یعنی شما باورتان میشود که من ریگی به کفشم نباشد

 که این همه

همه بنشینند و مرا تبرئه کنند

تو را به خدا نه ...

من میخواهم همان گناهکار همیشگی باشم

 همان گناهکار دزد کتاب های خوب

همان گناهکار یواشکی خواندن بوف کور زیر کتاب ریاضی سال دوم دبیرستان

 من میخواهم همان گناهکار روز های رفتنم به انجمن  (نویسندگان ماکو)باشم

که پدر میگت: این چیز ها نان نمی شود

و

نشد

اما نام هم نشد

 چرا که من اصلا ...

بی خیال داستان

بی خیال محاکمه

بوف کور که همیشه میخواند

( اشتباهی تایپ کرده بودم بوف کر ) چقدر ترکیب جدید و مسخره ای است اصلا چطور است من هم بوف کر خودم را بنویسم و بعد همه بیایند و محاکمه کنند آنوقت چقدر خوش به حال من !

نه بوف کر میشود .

+ نوشته شده در 88/01/18ساعت توسط مهدی جلیل زاده |